نقد شدید محمد صالح سلطانی سروستانی به بخش ادبیات جشنواره خوارزمی

درود بر همه یاران و دوستان با صفا

ضمن تشکر از جناب آقای موسوی تبار که زحمت کشیدند و کار نفر چهارم را نقد کردند و برای خواندن نقد به نمایش نفر چهارم به

اینجا کلیک کنید 

شما رو به خواندن این پست که نقدی به خوارزمی است دعوت می کنم

 

 

 

به نام حضرت دوست

دیرگاهی است که نام جشنواره خوارزمی به عنوان معتبرترین جشنواره کشور مطرح است و شاید اولین چیزی که از این جشنواره به  خاطر مردم بیاید امتیازات متفاوتی است که این جشنواره به برگزیدگان خود خود اختصاص می دهد این جشنواره در رشته های متعددی برگزار می گردد که نوجوانان و جوانانی در آن شرکت دارند که شاید کمتر اسمی از آنان بر ده شده و غالبآ جویای نام می باشند

حالی آنکه عده ای از علاقه مندان و نخبگان حتی راه و روش شرکت در این جشنواره را نمی دانند  شاید ما تا به حال در مجلات و روزنامه های سراسر کشور کمتر نقدی به این جشنواره دیده ایم که شاید علت اصلی آن گمنامی شرکت کنندگان بوده و و یا  قدرتی این جشنواره به واسطه ی تبلیغات پیدا کرده باشد که نقادان جوان قدرت مقابله با این جشنواره را نداشته باشند

دیرگاهی است که این جشنواره در قسمت ادبیات فارسی نیز در زمینه ی دانش آموزی و دانش جویان کاردانی دانشگاه های وابسته به آموزش و پرورش  فعالیت دارند و ما گاهی اوقات نام شاعران و نویسندگان جوان را نیز به عنوان برگزیده مشاهده می کنیم حالی آنکه  این اشخاص عمدتآ از گروهی خاص و جناهی خاص پیروی می نموده اند و یا دبیرستانی خاص آنها را به این جشنواره معرفی کرده است که حتی گاهی مشاهده می شود  که که این طرح ها  توسط فلان مدرسه به آنها داده شده  و فکر اولیه از آنها نبوده و اغلب دبیرستان این طرح ها  را در اختیارشان  نهاده و مشاهده می شود  که تا شب دفاعیه حضوری دانش آموزان فلان مدرسه طرح خود را تکمیل ننموده اند

شیوه ی انتخابی این جشنواره به گونه ای مبهم بوده و به عده ای اجازه ی شرکت در دفاع داده می شود و عده ای دیگر حتی از این امتیاز بی بهره اند

تعداد داوران این جشنواره در مرحله کشوری شش نفر می باشد که شاید این مطلب خودش جای نقدی را داشته باشد که اگر سه نفر با طرحی موافق و سه نفر مخالف باشند تکلیف طرح معلوم نیست و شخص هفتمی وجود ندارد تا نظر او  این شبهه را بر طرف سازند و داوران این جشنواره که عمدتآاز اساتید دانشگاهی انتخاب می شوند به گونه ای هستند که با ادبیات جدید و شعر امروز آشنایی کمتری دارند و طبعآ به آثاری که زبانی قدیمی داشته باشند نمره ی بیشتری  می دهند و آثاری که توسط نویسندگان و شاعران آوانگارد ارائه می شود از نظر این داوران مردود اعلام می گردد و اینکه اسامی داوران نه در سایت جشنواره موجود می باشد و نه کسی از هویت آنها با خبر است که آیا اصلآ این افراد صلاحیت داوری را دارند یا نه؟!

نکته دیگری که در این جشنواره مشهود است این است که در جریان دفاع حضوری محفلی رعب آور را تدارک دیده اند و به قول برگزیدگان سالهای گذشته )( فقط قصد این را دارند که طراح جایی را اشتباه کند و مچ گیری نمایند)) و حتی گاهی اوقات  شاعران بیچاره را  در فرستی محدود به سرودن شعر هایی وا می دارند که شاید شخص شرکت کننده تا به حال راجع این موضوع حتی فکر هم نکرده باشند چه رسد به اینکه بخواهند در آن زمینه قلم بزنند و یا شعری بسرایند مثلآ : تبدیل شماره تلفن به رباعی که مشاهده می کنید:

امروز تماس من و فرداش الو

حالا پل ارتباطی من با تو

پیش از اعداد صفر و یک بزنید

نه/ سه/ هفت/ سیصد و سی / دو / دو

و اینکه جلسه ی دفاع حضوری به گونه ای بوده که به نظر می رسد طرح ها از پیش تعیین شده باشد و به طراح پیش از دفاع جملاتی را می گویند که حاکی از این است که طرح او به طور قطع مردود است مثل (( شما در سالهای آینده آینده موفق تر خواهید بود اگر این سبک را رها کنید)) و نکته ای که از عجایب این جشنواره است این مطلب است که مجموعه شعر یک شخص با مجموعه داستان و یا مجموعه مقاله شخص دیگری مقیسه می شود

مطلب دیگر اینکه دانش آموزان تمام مقاطع تحصیلی در تمام سنین و تمام شهر ها با هم مقایسه می شوند مثلآ دانش آموز فلان روستا با دانشجوی فلان دانشگاه معتبر مقایسه می شود  

نمراتی که داوران به طرح ها می دهند ظاهرآ از بیست نمره است حالی آنکه اگر طرح نمره اش از هفده به بالا باشد طرح به مرحله ی وزارت علوم فرستاده می شود و در غیر این صورت طرح از دور جشنواره خارج می شود و ظاهرآ شخصی که نمره شانزده بگیردنفر پنجم جشنواره را به خود اختصاص می دهد که امتیاز خاصی ندارد و طرح هایی که به وزارت علوم فرستاده می شوند مقام های اول تا چهارم را به خود اختصاص می دهند و امتیاز نفر چهارم هم ارزش خاصی ندارد و اساسآ طرح های برگشت داده شده توسط وزارت علوم است که شاید در این مرحله بیشترین شبهه وجود داشته باشد که آیا اساتید طرح ها را انتخاب می کنند یا سیاست مداران جامعه؟!

یاد آوری این  این نکته لازم است که در دوره های گذشته طراح در این مرحله حضور داشت و قادر بود که از طرح خود دفاع نماید ولی اکنون داوران مرحله ی گذشته باید از این طرح ها دفاع نمایند و خود طراح در این جلسه  حضور ندارند و ظاهرآ داوران به کلیپ سخنان طراح بیش از خود طرح توجه دارند

تمامی این مراحل سپری می شود و عده ای به عنوان برگزیده جشنواره خوارزمی در بخش ادبیات معرفی می شوند و طبعآ می خواهند از امتیازاتی از قبیل تسحیلات دانشگاهی معافیت سربازی (که برای دانش آموزان نمی باشد) تندیس جشنواره  هدیه ی جشنواره و... استفاده کنند که در مورد تسحیلات دانشگاهی تقریبآ هیچ دانشگاهی مدرک این جشنواره را قبول ندارد و این نخبگان را پذیرش نمی کند و طراح پس از چند ماه  وقت گذاری برای جشنواره تازه باید در پی این باشد که کدام دانشگاه احتمال دارد ایشان را پذیرش نماید .

 زمان برگذلری اختتامیه جشنواره در فصلی است که ماه ها از شروع کلاس های دانشگاه می گذردو مسئولین جشنواره این مطلب را ذکر می کنند(( ما گفته ایم که تسحیلات دانشگاهی جشنواره اعتباری برای دانشگاه ندارد)) یادآوری این نکته لازم است که طراح پس از چند ماه از نتایج جشنواره با خبر می شود که این شاید دلیلی امنیتی داشته باشد مبنی بر اینکه مبادا کسی دست به قلم ببرد و از این جشنواره انتقاد کند حال اگر کسی به خود اجازه ی این جسارت را داد روزنامه و مجله ای نیست که نقدشان را انتشار کند چرا که کسانی که به این جشنواره نقد دارند عمدتآ جوانان جویای نام می باشند و به اندازه ی کافی شهرت ندارند که نقدشان در روزنامه ای انتشار یابد

محمد صالح سلطانی سروستانی (حنیف)

زمستان 1388

/ 14 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید مرتضی موسوی تبار

نقدی بر نمایش نامه ی نفر چهارم نوشته ی محمد صالح سلطانی سروستانی (حنیف ) + متن نمایش نامه در سایت ادبیات نمایشی

فاطمه اختصاری

مرسی محمدصالح عزیز و به امید موفقیتت در کنکور و فیلم و کتاب آینده ات کاش می توانستی خودت بیایی کتاب بهانه است نمایشگاه فرصت خوبی برای دیدار با دوستان شاعر است در مورد پخش کتاب در شیراز هم باید بعد از نمایشگاه از ناشر بپرسم و احتمالا خبرش را توی وبلاگ می زنم

محمد حسيني مقدم

نمی دانم چه حسی می تواند از این زیباتر باشد که نویسنده ای کتابش را در آغوش بگیرد. چه حسی می تواند قشنگ تر از این باشد که بسته کتابهایت را بگیری توی بغلت، کاغذش را بو بکشی، لمسش کنی، لب هایت را بگذاری روی مقوای جلدش ببوسیش و زیر لب بگویی: - به دنیای کثیف ادبیات خوش اومدی وبلاگ من به روز است با: خبرهایی از موج غزل پست مدرن در نمایشگاه و معرفی کتاب اولم: چگونه زرافه را توی یخچال بگذاریم؟ و در آخر شعری که قبلا از من جایی نخوانده اید: دیگر امید نیست به شهری که مردمش با گوسفند زنده قصاب می دهند...

سید مهدی موسوی

سلام ممنونم از لطفت خواندم و لذت بردم و با بهترین آرزوها و به امید دیدارت در نمایشگاه کتاب های بعدی [گل]

صدیقه حسینی

سلام صالح عزیز با همه ی این هایی که درباره ی جشنواره خوارزمی نوشتی یکی از دوستام به شدت به این جشنواره نیاز داره از کجا باید فرمش رو تهیه کنه؟ فکرمیکنم اگه من هم بخوام شرکت کنم به همین سرنوشتی که گفتی دچار بشم اما فکر میکنم برای دوستم نتیجه بخشه چون فضای شعراش همونجوری هست که داورها بخوان خلاصه اینکه لطف کن و بگو از کجا باید فرم دانشجویی بخش شعر این جشنواره رو تهیه کرد؟ ممنون

حسین-عیدمحمد-داریوش-محسن- وازهمه مهمترسامان

قبول است گرچه هنر نیستش که جزخوابگاه فلسطین واحد 5دگر پناهی نیستش5

سروستان

ازکنار هیچ زنی بی اعتنا نگذر شاید زلیخای ایندی تو باشد [قلب][تماس]09117068086

محمد

درود دوست خداییش حرف دلمو زدی انصاف نیست که داستان ها با همدیگه مقایسه شن. آقا شاید از تهران بلند شه با اون همه امکاناتی که در اختیارش هست بیاد و داستان بنویسه در حالی که کسی در روستا باشه و کمترین امکانات در اختیارش باشه سه شنبه میرم برای آخرین مرحله ی دفاعی خوارزمی برام دعا کن محمد جان اگر ژیشنهادی داشتی بهم بگو حتماَ خودت تجربه شو داری