سیری بر نمایش نامه نویسی جهان و ایران و چهارپاره ای سینمایی

کنکور هم با تمام آسانی ها و سختی هایش سپری شد

شاید هدیه ای که برای من داشت ساعت هایی بود که می توانستم در خانه به دور از همه چیز فکر کنم و البته گاهی هم مثل دانش آموزان فراری از درس به حافظ پناه  ببرم و حافظ همچون رندی مرا به سمت  بیتی همچون

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت

آفرین بر نظر پاک و خطا پوشش باد

بفرستد تا در ک کنم که از دنیای شعر چیزی نمی دانم و باید دست به دامن علامه زرین کوب و حافظ نامه ی خرمشاهی و... شوم و در نهایت ساعت ها گذشته بود ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم وبالاخره حاصل این دوران پشت کنکوری خلاصه ای از کتابهای نمایشی بود و که از حماسه و اسطوره در یونان باستان گرفته تا نظرات استانیسلاوسکی و برشت و...

لحظه ها گاهی به سمت ساخت فیلم می رفت و اجرای تئاتر و تلفن های دوستان خوبم که قصد اجرای نمایش نفر چهارم را داشتند از دزفول و اصفهان و تهران گرفته تا تبریز و سیستان

چشمم را می بستم و به لحظه های ساخت فیلم هیجده فکر می کردم که نهایتآ تنها ماندم و فیلم نامه اش...

گاهی اوقات فراغتی میسر می شد و تریبونی حاضر تا بر روی آن بتوان غزلی را خواند و شنید و شاید جشنواره ای تا با دوستان غزل پست مدرن دیداری باشد و ماجراهای تاسف بار نمایشگاه

 باز هم این امین جعفری بود که شعر می گفت و مرا راهنمایی می کرد

وگاهی نیز جلسات دیدار هنرمندان و مسولین کشور که در گوشه های سالن پسرکی مشغول حفظ کردن کلمات انگلیسی که ناگهان آشنایی و ... با استاد بهزاد رفیعی و سیروس حسن پور که برای ساخت فیلم کودکی حضرت محمد (ص) مجید مجیدی به آنجا آمده اند و من...

بعد از خلاصه های تئاتر  نهایتآ شعری چند ده بیتی که تمام سینما را دور می زند و به ایران می آید تا شعرش را راهی.... کند

پس سخن کوتاه باید والسلام

 

سال ها پیش ارسطو در کتاب فن شعر ادبیات را به سه قسمت شعر غنایی (لیریک) ، شعر حماسی (اپیک) و شعر نمایشی (دراماتیک) دسته بندی کرد 1

در مورد ادبیات غنایی در مقدمه طرح سال گذشته (تشنگی در آب) به طور کامل بیان شده که از توضیح دوباره خود داری می کنم ضمن اینکه در بررسی مکاتب هنری در همین مقدمه نیز از آثار ادبیات غنایی سخنانی به میان آمده است

ادبیات حماسی

برای درک بهتر حماسه و ادبیات حماسی خوب است اشاره ای به اسطوره داشته باشیم .

اسطوره

از دوره ی رنسانس به بعد ، تردید بشر نسبت به دستاوردهای پیشین (مذهب ، علم ، و هنر قرون وسطی) بیشتر شد . و هنر قرون وسطی گوتیک (وحشی) نامیده شد . دوره ی رنسانس را دوره ی بازگشت و توجه انسان به هنر و فلسفه ی یونان و روم قدیم می دانند .1

1-      ر.ک شناخت هنر نمایش _ نساری ژاله-1388

 هنرمندان رنسانس از یونان و روم باستان الهامات زیادی گرفتند اما از آنجایی که به علم گرایی اعتقاد داشتند ، به خدایان اسطوه ای یونانی ها (زئوس ، آنته ، آپولون و ...) اعتنایی نکردند . این بی اعتنایی ادامه یافت تا در قرن بیستم روانشناسانی مثل «یونگ» و «فرید» اسطوره را راهی مهم برای شناخت روح انسان مورد مطالعه قرار دادند . فروید اعتقاد داشت که اساطیر روحیات را به بیان سمبلیک معرفی می کند .

انسان اولیه به دنبال علتی برای پدیده های طبیعی اطراف خود بود و پاسخی را برای سؤالاتش در مورد خلقت انسان جهان آفرینش و زندگی پس از مرگ را جستجو می کرد . وی برای توجیه این سؤالات قصه هایی خلق می کرد که قهرمانان آن نیروهای طبیعی و خدایان بودند که این قصه ها را «اسطوره»  می گویند . این قصه ها به تدریج منظوم شدند و زیبا نویسی آن مورد اهمیت قرار گرفت یکی از مهم ترین مسائل که انسان به آن پرداخت «چگونگی آفرینش انسان نخستین» بود . ایرانی ها بر این باور بودند که اولین انسان از زمین مانند گیاهی روییده است ، بین النهرین اولین انسان را فرزند آب می دانست و مصر انسان را فرزند آبیدوس می پنداشت که در واقع تمامی آنها ریشه در تفکرات ابتدایی انسان های نخستین داشت . یادآوری این نکته لازم است که فقط کشورهای کهن دارای این اسطوره ها هستند .

از ویژگی های اساسی اسطوره می توان به منظوم بودن ، پرداخت شخصیت های اسطوره به گونه ای که اغلب نیروهای آن خدایان باشند و انسان جایگاهی نداشته باشد ، توجیه انسان بدوی برای پدیده های پیرامونی خویش و دارای حال و هوای معنوی بودن اشاره کرد .

از مشهورترین اسطوره ها که تاریخ دقیق تألیف آن مشخص نیست متعلق به بین النهرین می باشد که درباره ی «تیامات» نخستین مادر عالم و «آپسو» نخستین پدر عالم و نهایتاً سلسله ی خدایان را در بر می گیرد . 

اساطیر ایرانی :

در ایران بعضی اساطیر جلوه هایی کاملاً طبیعی دارند و برخی دیگر جلوه هایی از افکار انتزاعی هستند مانند میترا ، ناهید ، آذر (خدایان طبیعی) و بهرام ، سروش ، چیستا (خدایان افکار انتزاعی) .

 اساطیر یونان :

هنگامی که آیین یکتاپرستی در مشرق زمین رواج یافته بود ، یونانی ها به پرستش خدایان بسیار توجه داشتند . آنان برای هنر ، عشق ، خرد ، زیبایی و ... خدایانی متعدد داشتند که این خدایان دارای صفات انسانی بودند و طبعآ کامل نبودند . این خدایان در کوه المپ ساکن بودند و مشغول کارهای روزانه ی خود از جمله حسادت ، جنگ ، و ... بودند حتی گاهی مشاهده می شد که این خدایان عاشق می شدند و برای شکست عشقی خود از دیگری انتقام می گرفتند و انسان را وسیله ای برای انتقام خویش قرار می دادند . یونانیان انسان را در برابر تقدیر ناتوان می دانستند و حتی خدایان نیز از تقدیر می هراسیدند . از      برجسته ترین خدایان روم می توان به «زئوس = خدای خدایان» ، «آتنا = الهه خرد» ، «پوزئیدن = خدای حامی اسب ها» ، «دیونیزوس = خدای شراب و باروری » و ... اشاره کرد .

حماسه

حماسه در لغت به معنای دلاوری ، شجاعت و رجز است و به آثاری گفته می شود که در مورد جنگ ها و دلاوری ها است . اگر اسطوره ناتوانی انسان را بیان کند حماسه سرودی است که انسان آگاه به نیروها و توانایی های خویش برای قدرت خود می سراید . حماسه به صورت داستان هایی توأم با اعمال پهلوانی و کارهای شگفت انگیز است . قهرمانان حماسه اغلب ابرمردان نامجویی هستند که برای کسب افتخارات و حفظ کیان و استقلال یک ملت می کوشند و نبرد می کنند . جنگ آنان به ویژه در حماسه های ایران نوعی نبرد میان خیر و شر است ، که به صورت جریانی دائمی در بستر حوادثی جالب و عبرت آموز به سوی سرنوشت های حتمی پیش می روند .

حماسه ها اغلب به صورت منظوم هستند اما گاهی حماسه هایی نیز همچون «شاهنامه ابو منصوری[1]» یافت می شود که به نثر می باشند .

در حماسه اغراق در تمامی زمینه ها جایز شمرده می شود و دارای ویژگی های تخیلی نیز است که بیشتر در وجود حیوانات سخن گو جلوه می نماید . همچون سیمرغ که پشتیبان قهرمان و اژدها که دشمن قهرمان داستان است . در حماسه زنان حضوری کم رنگ دارند که اغلب در نقش های فرعی و در موضوعات عاشقانه مطرح می شوند . در واقع دنیایی مردانه است و اگر زنی در آن جلوه کند مانند «گردافرید» خود جنگجو است .

ویژگی های حماسه به شرح زیر است :

1-   شرح پهلوانی جنگجویان .

2-   قدرت جسمانی فراوان کاراکترها .

3-   حضور حیوانات افسانه ای .

4-   زن هیچ گاه در حماسه شخصیت اصلی نیست .

5-   حماسه مانند اسطوره منظوم است .

6-   در حماسه اغراق لازم است .

7-   زبان حماسه فاخر و باشکوه است و هنگام خوانده شده شکوه رزمی خاصی را القا می کند .

مشهورترین حماسه های جهان

گیل گمش : که حدود 2000 سال قبل از میلاد سروده شده ، قدیمی ترین حماسه ی جهان می باشد ، که متعلق به تمدن «بین النهرین» است .

شاهنامه فردوسی : مربوط به قرن چهار هجری قمری (11 میلادی) و دارای سه بخش اسطوره ای ، حماسی و تاریخی است . بخش حماسی آن شامل پهلوانی های رستم ، جنگ ایران و توران و ... می باشد و بخش تاریخی آن مربوط به شاهان سلسله ی «ساسانی» است و تاریخ آن را تا حمله ی اعراب و ظهور اسلام در ایران بیان می کند .

حماسه رامایانا و مهابهاراتا : این دو منظومه هندی حدود 5 قرن پیش از میلاد سروده شده است که ادبیات حماسی هند را تشکیل می دهد.1

ایلیاد و ادیسه : هومر شاعر و نابینای یونان که می گویند چنگ می نواخت و پس از کشته شدن «اشیل» توسط تراوایی ها احساس یأس می کرد منظومه ی ایلیاد و ادیسه را سروده است که بزرگترین حماسه های یونان به شمار می روند . 2

انئید : حماسه ای است که در قرن اول میلادی توسط ورژیل شاعر مشهور رومی سروده شده است این اثر تحت تأثیر ایلیاد و ادیسه هومر سروده شده است . «انئید» قهرمان حماسی روم با اشیل در ایلیاد قابل مقایسه است .

زیگ فرید : این حماسه متعلق به آلمان است و شرح آن در مورد اژدهاکشی است که مانند اسفندیار (در شاهنامه فردوسی) رویین تن بود .

1-       ر.ک شناخت هنر نمایش- نساری ژاله_ 1389

2-       ر.ک نمایش _ نسل شریف افسانه _1389

یادآوری این نکته لازم است که مسئله ی رویین تنی در بسیاری از حماسه های جهان حضور داشته و در یونان به صورت «اشیل» قهرمان ایلیاد ، در ایران در شمایل «اسفندیار» ، در روم به صورت «انئید» و در آلمان به نام «زیگ فرید» نمایان می شود .

از حماسه های مشهور دیگر که در ایران سروده شده می توان به گرشاسب نامه ، بهمن نامه ، فرامرزنامه و برزونامه اشاره کرد . ضمن اینکه حماسه گاهی به صورت مصنوع و گاهی به گونه ی طبیعی مشخص       می شود که حماسه های مصنوع مانند حمله ی حیدری بازل مشهدی و ... سروده شده است که در      بخش های بعد بیشتر به آن پرداخته شده است .

ادبیات حماسی در دوران معاصر به گونه ای دیگر نمایان می شود و به نظر بسیاری از اساتید به صورت ادبیات پایداری مطرح می شود که از مبارزه های سیاهان بر ضد نژاد پرستی گرفته تا مبارزه های پرستوهای فلسطینی و رزمندگان دفاع مقدس را شامل می شود . ضمن اینکه ساختار آن نسبت به حماسه های گذشته بسیار متفاوت است و به طور قطع از مکاتب هنری و سبک ها تأثیرات بسزایی را گرفته است که شرح آن فرصتی دیگر را می طلبد .      

ادبیات نمایشی

نمایش را مادر تمام هنرها نامیده اند چرا که در یک نمایش, نقاشی , موسیقی  و ... که هر کدام به تنهایی هنری مستقل هستند حضور دارند اما هنگامی که وارد نمایش می شوند خود عنصری از این هنر به حساب می آیند 1.

 منشأ همه ی هنرها بخصوص نمایش را میل به تقلید           می دانست از نظر وی انواع نمایش عبارتند از : تراژدی ، کمدی و ساتیر.

تراژدی :

خیلی ساده می توان گفت تراژدی نمایشی است غم انگیز و بدفرجام درباره ی آدم هایی که از ما برتر هستند . به گفته ی ارسطو تراژدی «تقلید یک عمل جدی و کامل در اندازه های معین است که نباید به صورت روایت باشد و باید در صحنه ی نمایش به عمل در آید و عواطف (رحم و ترس) را برانگیزد» علت اصلی شخصیت تراژیک خطای خودش است که در آخر به صورت سرنوشت و تقدیر نمایان می شود و به خطای قهرمان تراژدیک «هامارتیا» می گویند .

  1.  محمد رضا پارسا نسب- هنر و ادب فارسی- مدرسه- 1387 ص

 تراژدی بر شش جزء استوار است .1

1-   داستان

2-   اخلاق

3-   گفتار

4-   فکر

/ 27 نظر / 139 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عطیه محمدی

ســلام دوسـت عزیزم.. آپـم و منتظر حضـور ارزشـمندتون..[گل]

صدیقه حسینی

دوست عزیز سلام غزلگیجه ام به روز شد با: خوب:معرفی داستان جدید محثه(یک برادرزاده ی 9 ساله) بد:خمیازه ای کشدار از کافه پیانو تا ناتوردشت زشت:چارپاره ای که بی بندوبارتر از دوستت دارم های توست... منتظر نگاهتان هستم/ با احترام: صدیقه حسینی

الهام سواری

محمدجان! اگه دارم دفاع میکنم برای این هست که سال گذشته حسین نفر اول بود و من نفر دوم. نمی خوام کسی الکی و ندونسته بهم انگ بزنه... تو اینترنت سرچ کنی میاره. یک خانوم دیگه مشترکا" با من نفر دوم شد و مطمئنم اون یه وابستگی سیاسی داشت... حاضر قسم بخورم و دو نفر دیگری که مشترکا" سوم شدند... هرچند من هم به مقام خودم اعتراض داشتم چون اگه از حسین بیشتر نبودم ازش کمتر هم نبودم... نمیخواستم اینارو بگم ولی من و آقای دیناروند هیچ دخلی به بند "پ" نداریم و اون سه نفر دیگه یقینا"... آدم نباید چشاشو ببنده به همه انگ بزنه. خیلی دلگیرم ازت

صدیقه حسینی

اول شعر یک جسد بودم... صالح عزیز قسمت های مختلف این شعر منو یاد سفرنامه ی مهدی موسوی انداخت فکرمیکنم خیلی تحت تاثیر اون شعر بودی اما در هر حال کار خوبی بود فقط امیدوارم به ذهن و زبان مستقل تری برسی چون ایده های خوبی داری بابت توضیحاتت هم ممنونم موفق باشی

صدیقه حسینی

سلام ممنون از لطفت اگر فرصتی دست داد و آمدم حتما خبرت میکنم! موفق باشید

صدیقه حسینی

سلام آقای سروستانی براتون توی اون یکی وبتون کامنت گذاشتم لطفا بخونید و بهم خبر بدید

مصطفی .

سلام . نخوندم ! خیلی زیاد بود . ذهن فلسفی من عادت به این گزافه گویی ها نداره . اندکی ساده تر بنویس ، اندکی خالص تر ، اندکی غربال شده بنویس . عقل و عشق رو با هم بیامیز تا بفهمی دنیا و ما فیها رو و همچنین ماوراء این دنیا رو . خودشیفتگی اول ِ بدبختیه ، غرور احمقانه ترین چیزیه که با هیچ عقلی نتونستم توجیه ِ ش کنم ! امیدوارم حرفام رو درست فهمیده باشی . حق نگهدار .

سید علیرضا رئیسی

با سلام و عرض ادب و احترام از مطلب خوب و دل نشین شما بهره مند گردیدم [گل][گل][گل]